به نام خدا
"اینترنت و فرهنگ"
1.اینترنت چیست و چگونه به وجود آمد؟
2.فرهنگ چیست و چه عواملی باعث تعلق یک فرد به فرهنگی خاص می شود؟
3. .اینترنت چگونه باعث تغییر فرهنگی می شود ؟
4.اینترنت باعث ایجاد تکثر فرهنگی می شود یا وحدت فرهنگی؟
5.اینترنت، خوب یا بد؟
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 9:36 قبل از ظهر  توسط سمیه
|
در طرف مقابل كساني وجود دارند كه معتقدند ، ابزارهاي اينترنتي براي جامعه خوب هستند. از جمله اين گروه كارين كراس Cairncross (1997) است .
او معتقد است كه اينترنت امكان گردش عقايد در بين مخاطبان گسترده ايي را فراهم مي سازد و در نتيجه به كارآفريناني كه داراي ايده هاي خوب هستند ، كمك مي كند سرمايه مورد نياز را بيابند و تخصص خود را به صورت خدمات و محصولات قابل عرضه در بازار تبديل كنند.
اسپرول و كيسلر Sproull & Kiesler (1992) بر اين باورند كه فن آوري هاي اينترنتي ممكن است به كاهش اختلاف طبقاتي كمك كند.
مور Moore (1987) مي گويد استفاده از اينترنت " قدرت نخبگان سنتي را كه اطلاعات را به صورت انحصاري در آورده بودند را تضعيف مي كند."
اتزيوني Etzioni (1997) معتقد است كه اينترنت شكل هاي جالب و جديد ي از ارتباط را ايجاد مي كند.
از نظر شوارتز Schwartz (1996) استفاده از اينترنت " فعال بودن شهر وندان را آسانتر و مؤثرتر مي كند."
ديزارد و فيشكين Dizard & Fishkin (2-1997) نيز معتقد بودند كه فضاي مجازي دركل، جامعهاي انديشمند را ترغيب ميكند.
هر چند استفاده از اينترنت به سرعت و در سطحي گسترده رواج يافته، هنوز بسيار زود است كه در باره نقش اجتماعي دراز مدت آن نتيجه گيري كنيم. بيشتر عقايد موجود درباره حسن و قبح و كيفيت اثرگذاري اينترنت، در بهترين حالت يك فرضيه است؛ حتي ممكن است تمامي يا اكثر آن نظريه ها در شرايطي خاص درست باشند.
نحوه رویارویی ما با اینترنت خوب و یا بد بودن آن را تعیین میکند
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 11:43 بعد از ظهر  توسط سمیه
|
tاینترنت، خوب یا بد
از زمان ايجاد شبكههاي جهاني، سرعت گسترش استفاده از فضاي مجازي از ديگر فنآوريهاي ارتباطي پيشي گرفتهاست.
اينترنت محدوده اي در حال رشد از تعاملات اجتماعي شده كه افراد در آن به سرگرمي و فعاليتهاي اجتماعي مشغول اند؛ به همين دليل است كه جمعيت آنلاين روز به روز در حال افزايش است.
ابزارهاي اينترنتي با چنان سرعت و عمقي گسترش يافته اند كه بسياري از موسسات اجتماعي ، موسسات خبري ، شركت هاي تجاري ، خيريه ها و دولت سعي در حفظ هويت خود دراينترنت دارند.
اين سازمان ها در اثر موقعيت هاي سازماني و فشارهاي به ناشي از اين چنين فن آوري ها به صورتي بنيادي تغيير يافتهاند.
امروزه بسياري از مسائل عادي تعاملات اجتماعي روزانه مي تواند به صورت آنلاين انجام شود . از بررسي اخبار و پيگيري نتيجه مسابقات ورزشي تا كسب اطلاع از دستاوردهاي تحقيقات و آگاهي از مسائل اجتماعي روزانه مي تواند به وسيله اينترنت انجام شود.
در حالي كه برخي از صاحب نظران بدوا شروع به بررسي استفاده عادي از اينترنت كردند ، بسياري ديگر تلاش كردند تا چارچوبهاي تحليلي را براي مطالعه اين پديده مطرح كنند.
البته در اين خصوص كه فن آوري اينترنت در نهايت براي كل جامعه ، محيط هاي محلي يا سعادت فردي خوب است يا بد، اتفاق نظرهاي متفاوتي وجود دارد.
آنهايي كه عقيده دارند ، ابزارهاي اينترنتي تاثير بدي دارند ، مانند بنيگر Beniger (1987) ميگويند: "ابزارهاي اينترنتي باعث بالا بردن رشد كاذب و نه واقعي جوامع مي شود."
برسوك Borsook (2000) معتقد است كه اين ابزارها " نوع جديدي از فردگرايي افراطي را پرورش ميدهد."
كارمل Carmel (1997) معتقد است: " نخبگان سنتي ، جهان بيني ها و امتيازات فرهنگي امريكايي را كپي برداري مي كنند."
بنت و گرانت Bennett & Grant (2000) ميگويند كه بهره گيري از اينترنت " تجاوز به حريم هاي خصوصي را تسهيل ميكند.
روچلين و شنك Rochlin & Shenk (8 – 1997) فكر مي كنند كه اينترنت زندگي مدرن را با داده هاي بي مصرف و فن آوري هاي دست و پا گير به صورتي در هم و بر هم در مي آورد.
بعضي ديگر مانند : ني و اربرينگ Nie & Erbring استدلال كرده اند كه اينترنت شبكه هاي اجتماعي را متلاشي مي كند و افراد را از خانواده هاي خود و دوستانشان جدا مي سازد و آنان را اگر معتاد اينترنت نكند حداقل گوشه گير مي كند.
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 5:21 بعد از ظهر  توسط سمیه
|
tاینترنت،( تکثر فرهنگی یا وحدت فرهنگی)
هر چه زمان می گذرد فرهنگ ناگزیر منبسط می شود و عناصر جدیدی به آن افزوده میشود.در عصر حاضر و در دنیای جدید با وجود فاصله های مكانی بسیار و تاثیر محیط جغرافیایی بر تغییرات فرهنگی و نوع فرهنگ به واسطه وجود رسانه های فراگیر مثل اینترنت و ماهواره؛ فرهنگ ها در حال حركت به سوی نوعی همشكلی هستند كه از آن با عنوان جهانی شدن یاد می شود.در اعصار گذشته تغییرات عمده فرهنگی طی صدها و هزاران سال به وقوع می پیوست زیرا كه عناصر و فاكتور های تاثیر گذاری بسیار كمی وجود داشت به غیر از محیط طبیعی و ابزار تولید شده اندك چیز دیگری برای باز تولید فرهنگ جدید وجود نداشت. نهایتا جنگهای قبیله ای و یا اقتصاد بازرگانی انتقال آرمان های فرهنگی را موجب می شدند.اما با سپری شدن سالیان و در عصر جدید و دنیای مدرن به واسطه وجود ابزار قدرتمند رسانه سرعت این تغییرات به سال یا حتی به صورت تاثیرات آنی در آمد.رسانه ها با رسوخ و رخنه بر همه جوامع بشری با پوشش ظاهرفریب و دلپسند مسئولیت انتقال فرهنگ را به عهده گرفته اند و در واقع به همسان سازی فرهنگی میپردازند این همسان سازی از برایند فرهنگهای گوناگون در عرصه جهانی رخ میدهد و مشابه قوانین فیزیك است به طوری كه همواره در یك سیستم ،سیالات از قسمت پرفشار به سمت قسمت كم فشار حركت می كنند تا به وضع تعادلی برسند.فرهنگ ها نیز مانند این سیالات از طرفی كه قوی تر است به سمت فرهنگی كه ضعیف تر است میرود و فرهنگ ضعیف را تحت تاثیر قرار میدهد تا در سایشی دو جانبه به تعادل برسندكه همان همانند سازیست البته به نفع طرف قوی تر.آگ برن و نیم كوف به این موضوع فرهنگ پذیری میگویند ایشان در كتاب زمینه جامعه شناسی می آورند:"اگر جریان جامعه پذیری عمیقا صورت گیرد و دوام آورد، افراد جامعه از مشابهت های فراوانی برخوردار خواهمند شد. به بیان دیگر اعضای جدید جامعه در جریان جامعه پذیری ، رفته رفته در زندگی مشترك جامعه خود سهیم می شوند، راه و رسم آن را می آموزند، خود را با آن سازگار می گردانند و سر انجام با سایر اعضا همانندی می یابند. به این ترتیب همتایی اجتماعی یا مانندگردی فرهنگی یا فرهنگ پذیری رخ می نماید.فرهنگ پذیری جریانی است كه فرد را عمیقا و از جهات فراوان با فرهنگ جامعه همانند میكند، چنانكه جامعه پذیری جریانی است كه فرد راصرفا با هنجارهای اجتماعی سازگار می گرداند.هر كودك از لحظه ای كه چشم به جهان می گشاید ،بی اختیار در جریان فرهنگ پذیری قرار می گیرد، و هر شخص بالغی كه از جامعه ای به جامعه ای می كوچد با فرهنگ نویی مواجه می شود مجددا خود را ناگزیر از فرهنگ پذیری می یابد.فرهنگ پذیری در مورد كودك نوزاد جریانی ساده است و یك سو دارد.به این معنی كه فرهنگ به آرامی سلطه خودرا بر او تحمیل می كند و او را با سایر اعضای جامعه همرنگ می گرداند.اما یك شخص بالغ كه به جامعه تازه ای می كوچد، بدان سبب كه رنگ فرهنگی معیی به خود گرفته است ،نمی تواند مانند كودك به آسانی با مقولات فرهنگی جدید برخورد كند.از این رو فرهنگ پذیری در مورد شخص بالغ جریانی پیچیده است و دو سو دارد: از یك سو فرهنگ جدید سلطه خود را در او استوار می سازد،و از سوی دیگر فرهنگ پیشین او در فرهنگ نو تغییراتی بوجود می آورد."در واقع سایش حاصل از برخورد فرهنگ ها نوع سومی از این پدیده فراهم میكند و در این دیالیكتیك فرهنگی سنتزی جهانی به دست می آید كه جوتمع در حال حركت به سمت آن هستند.در این میان نقش رسانه ها را از دو منظر می توان بررسی كرد : اول از دیدآموزشی كه به عنوان یك پل بین فرستندگان عناصر فرهنگی و گیرندگان آن ودوم به مثابه یك دیدگاه فكری كه قصد و نیت قبلی برای مانند خود ساختن جوامع دیگر را دارد
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 5:20 بعد از ظهر  توسط سمیه
|
در اينترنت تفاوتهايي چون زبان ، شيوه نوشتار و مليت می تواند مهم باشد. به عنوان نمونه، زبان امري تعیین کننده است ، بر اساس نظر گوته، ترجمه از یک زبان به زبانهای دیگر امريست ضروري، مهم و در عین حال غير ممكن.
در حال حاضر، ترجمه متنی از یک زبان به زبان دیگر بوسيله كامپيوتر امكانپذير شده است. اما ترجمه فرهنگي چیز ديگري است و بنا به تعريف قادر ساختن فرهنگ ها به درك متقابل یکدیگر است؛ و این شامل تغيير حداقل يكي از فرهنگها می شود.
در هر فرهنگ در خصوص محاوره و گفت وگو هاي افراد قوانين خاصي وجود دارد. اين قوانين در ارتباطات اينترنتي ناديده گرفته مي شود. اينترنت همبستگي "درون گروهي" را كاهش مي دهد، گفتگو با اعضاي بيگانه را آسان مي كند، و در نتیجه ارتباطات "برون گروهی" یا "بین گروهی" را تسهیل می کند.
متکی نبودن بر ارتباط رو در رو طبيعت ارتباط اينترنتي را متفاوت کرده است. حضور فيزيكي در روابط متقابل باعث افزايش انگيزه و هوشياري ميشود، اما ارتباطات كامپيوتري منجر به هوشياري روانشناختي نمي شود. در ارتباطات كامپيوتري قوانين مختلفي و خاص خود بكار برده مي شود و نتايج متفاوتي هم از اين طريق به دست مي آيند.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 6:55 بعد از ظهر  توسط سمیه
|
متکی نبودن بر ارتباط رو در رو طبيعت ارتباط اينترنتي را متفاوت کرده است. حضور فيزيكي در روابط متقابل باعث افزايش انگيزه و هوشياري ميشود، اما ارتباطات كامپيوتري منجر به هوشياري روانشناختي نمي شود. در ارتباطات كامپيوتري قوانين مختلفي و خاص خود بكار برده مي شود و نتايج متفاوتي هم از اين طريق به دست مي آيند.
اينترنت به عنوان رسانهاي که می تواند به کار تامین مقاصد سياسي بیاید یا عاملي براي رشد اقتصادي باشد، مي تواند موجبات تغييرات فرهنگي را فراهم کند. از این جهات، اینترنت به افراد ميدان مي دهد تا عقايد ، نظريات و ارزش هايشان را به دیگران عرضه کنند و به این ترتیب به آنها امكان مي دهد كه بهترين بهره را از اين ابزار ببرند.
اين بهره برداري ها مي تواند بصورت فروش اينترنتي كالا به افرادي باشد كه آنها را نميبينید و يا یشکل فراهم آوردن تسهيلات براي مردمي باشد كه چيزي در باره موقعيت و جايگاه اجتماعي آنها نمي دانيد. بدين ترتيب توسعه اينترنت ، لزوما به اين معناست كه مهارتهاي گوناگون بدون در نظر گرفتن ارزش هاي اصلي فرهنگي ، اهمیت پیدا می کنند.
شايد افزايش تواناييهاي كاربران اينترنتي در پذيرش فرهنگ و نوع تعامل ارتباط اينترنتي ، باعث شود اين نوع فرهنگ بر روي نظام اجتماع واقعي تاثير گذاشته و فشار اجتماعي و اتفاق نظر ها در راي گيريها را كاهش دهد.
بعلاوه ارتباطات اينترنتي به افراد امكان اين تجربه را مي دهد كه در بحث هايي كه صرفا ضرورت اجتماعي ندارد نام يكديگر را بخوانند و به راحتي از دشنام و كلمات توهين آميز استفاده كنند .
بدين ترتيب گفتگو ها و بحث هاي اينترنتي زبان خاص افراد بلند پايه را با زبان افراد پايين دست ادغام مي كند .در بحث هاي اينترنتي ، از آنجا كه امکان اعمال نفوذ و قدرت يك فرد بر سايرين كاهش مي يابد "قانون اكثريت" اعمال مي شود.
اين قانون جايي اجرا مي شود كه هدف ، قضاوت در باره ي موضوعي خاص است ، يعني تصميم گيري نهايي ، نوعي نظر خواهي است که در آن گروه اكثريت قدرت بيشتري دارند. بنابراين امكان گرايش ساير اعضا به سمت اين گروه بيشتر از دوري گزيدن از آن است.
در تصميم گيريهاي بعدي ، تجربه عاملي است كه سرعت تصميمگيري نهايي را افزايش ميدهد.
بايد اضافه كرد كه عاملي چون؛
• گستره ي زماني تعامل
• هدف و مقصود تعامل
• نوع مشاركت
• تكرار پذيري ارتباط
• قدرت و جايگاه نسبي افراد
• ميزان الفت آنان
• تعادل در تعداد افرادي كه به عنوان موافق و مخالف بحثهاي اينترنتي شركت مي كنند
• خصوصيات مورد توجه آنها
همه عوامل فوق در اثر گذاري ارتباطات بر طرز تفكر و ارزش هاي افراد نقش دارند. و كسب اين تجربه هاي فوق در دنياي مجازي در نوع خود يك تغيير فرهنگ در نظام اجتماعي دنياي واقعي را به ارمغان مي آورد. .
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 10:48 بعد از ظهر  توسط سمیه
|
اينترنت محيط، ابزار و تعاملات خاص خود را دارد كه با محيط ، ابزار و تعاملات فضای غیر مجازی کاملا متفاوت است. این بدان معناست که اينترنت به خودي خود و بدون در نظر گرفتن فرهنگهاي بيگانه ای كه ممکن است يك فرهنگ خاص با آن ها در ارتباط باشد، عامل موثري در ايجاد تغيير درون فرهنگي است.
كاربران اينترنت ، همين كه تعدادشان به حد لازم رسيد، فرهنگ خود را كه ريشه در ارتباطات جهاني دارد به وجود خواهند آورد . بدين ترتيب کاربران، اجتماعات و گروه هاي خاصی را سازماندهي ميكنند؛ حتي طبقهبندي ظاهري اعضا هم به منظور تعيين هويت درون فرهنگي يا برون نگري است.
يعني رفتار هاي انسانها را بر اساس آنچه كه در اجتماع انجام مي دهند(بازتابهاي رفتاري افراد) ، طبقه بندي مي كنند
عوامل خارجي كه منجر به شكل گيري و تغيير فرهنگ ها مي شوند مي توانند ریشه در فرهنگ غالب يك جامعه داشته باشند؛ جائيكه افراد يك جامعه از شركت موثر در روند سياسي، از ايفاي نقشهاي ارزشمند در پيكره ي جامعه گرفته تا مقدار سهمي كه از سود اقتصادي ملي آنها حذف مي شود.از سوي ديگر گروههاي محروم شده به وسايل و روشهايي براي مقابله با اين محروميت نياز دارند.
بايد گفت كه اينترنت، با ارائه وسایل و روش هایی که جایگزین محرومیت های موجود در یک جامعه می شود به شکلگیری هويت فردي هم کمک می کند. از این نظر اینترنت در تمامي فرهنگ های حاکم و در بين اقليت های محکوم نقش واحدي خواهد داشت.
اينترنت نخستين محصول تكنولوژي غرب نيست كه در مقياس جهاني مورد استفاده قرار مي گيرد،اگر چه اولين محصولي است كه بر قراري ارتباط تعاملي و در سطح عامه را ميان كاربران غربي و غیر غربی را ميسر ساخته است .
البته باید دقت داشت که اينترنت رسانه اي جمعی نيست ، حداقل نه به صورتي كه به عنوان منبع ارتباطات يك جانبه تعبير شود؛ يعني صرفا فهرستي از مطالب نيست كه بيننده هيچ كنترلي بر آنها نداشته باشد.
اينترنت "غيبت كردن هاي محلي " را بصورت راهي براي جمع آوري اخبار درآورده است. اما دقت داشته باشد که در اينجا واژه ي" محلي" به معناي تمام جهان است، تمام مکان جغرافیایی ای كه تحت پوشش اينترنت قرار دارد.
يكي از ابعاد كاربري اينترنت اين است كه عضويت افراد ، در آن پنهان ميماند. بعد دیگر استفاده از اینترنت ناشناخته ماندن سر نخ ها و منابع قدرت است. به علاوه، اينترنت امكان دسترسي اعضاي يك خرده فرهنگ را به يكديگر فراهم مي آورد، اعضايي كه بدون اينترنت ، حتي از وجود يكديگر هم اطلاعي نداشتند. هنگاميكه این افراد متوجه خدماتی ميشوند كه اينترنت میتواند به آنها بكند، سعي مي كنند از آن بهره برند.
نحوه استفاده این افراد از اینترنت و وابستگی آنها به این امکان، حتي بيش از اتکای ایشان به جريان اصلي فرهنگ خودشان خواهد بود. یکی از دلایل عمده این موضوع این است که اينترنت امکان دستیابی به چيز هاي زيادي را برای ایشان فراهم می کند، چیزهایی که اساسا فرهنگی که این افراد به آن تعلق دارند در اختیارشان قرار نمی دهد.
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 5:58 بعد از ظهر  توسط سمیه
|
اينترنت به دو شيوه موجب تغییر فرهنگی می شود: نخست فرهنگ خودش را عرضه ميكند و دوم گذرگاهي براي ساير فرهنگها تدارک مي کند.
كاربران اينترنت به پيشروان و جریانات پیشتاز فرهنگي دسترسي دارند؛ این افراد و جریانات بخشي از فرهنگ اينترنت و يا بخشي از فرهنگ های دیگر هستند.
از طرف دیگر،اينترنت به خودي خود ، سبب دگرگونی وضعيت اقتصادي و سياسي می شود و آينده، اثرات دیگری را پديدارخواهد كرد . اينترنت محلي است براي عرضه الگوهاي رفتاري متفاوت با فرهنگ های رسمی و لذا در سطح فعالیت های موثری چون جنگ ، صنعت تروريسم و تبادل دانشجويان قرار مي گيرد.
احتمالا به همین خاطر است که تاثير گذاری آن در قیاس با دو عامل ديگر (عوامل محيطي و حوزه های فرهنگي) بیشترخواهد بود.
اينترنت، علاوه بر آنكه محيطي براي تبادل فرهنگي مهيا و گذر گاهي براي دسترسي كاربران به فرهنگ هاي ديگر تدارک مي كند، خود نوعي فرهنگ يا خرده فرهنگ است كه همه فرهنگ ها را در بر ميگيرد.
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 5:24 بعد از ظهر  توسط سمیه
|
tاينترنت و تغيير فرهنگي
بشر صاحب فرهنگ است، درست همان طور كه صاحب روح است. اما فرهنگهاي بشري فناپذيرند و با نابودي نژاد يا گذر زمان از بين ميروند.
بنابراین، ممكن است فرهنگها هم پس از مدتي نابود شوند، اما در تمام فرهنگهاي بشري حقايقي وجود دارد كه ارزش حفظ كردن دارند. شاید بتوان فرهنگ را مجموعهاي از ارزشهايي تعریف کرد كه افراد ، خود و ديگران را متعلق به آن ميدانند.
برخی از عواملي که در افراد حس تعلق به فرهنگی خاص را ایجاد می کند عبارتند از:
• آموزه های پيشگامان فرهنگي
• عوامل محيطي چون آب و هوا ، شرايط اقتصادي و آينده ي جامعه
• رو به رو شدن با الگو هاي بيگانه
عامل سوم يعني رو برو شدن با الگوهاي بيگانه در بحث حاضر نقش عمده دارد. این عامل قابليت تغيير در فرهنگ ها يا به نوعي تاثير پذيري فرهنگ ها از يكديگر را باعث می شود .
همهي فرهنگها ، بطور پيوسته در حال تغييراند و اين تغييرات، امروزه هم سريع و هم عميقتر از گذشته شده اند. اينترنت و به تعبير ديگر شبكه هاي ارتباطات فردمدار جهاني، نقش عمده اي در تشدید تغييرات فرهنگ و موجوديتهای فرهنگی ايفا خواهد كرد.
اينترنت به دو شيوه موجب تغییر فرهنگی می شود: نخست فرهنگ خودش را عرضه ميكند و دوم گذرگاهي براي ساير فرهنگها تدارک مي کند.
كاربران اينترنت به پيشروان و جریانات پیشتاز فرهنگي دسترسي دارند؛ این افراد و جریانات بخشي از فرهنگ اينترنت و يا بخشي از فرهنگ های دیگر هستند.
از طرف دیگر،اينترنت به خودي خود ، سبب دگرگونی وضعيت اقتصادي و سياسي می شود و آينده، اثرات دیگری را پديدارخواهد كرد . اينترنت محلي است براي عرضه الگوهاي رفتاري متفاوت با فرهنگ های رسمی و لذا در سطح فعالیت های موثری چون جنگ ، صنعت تروريسم و تبادل دانشجويان قرار مي گيرد.
احتمالا به همین خاطر است که تاثير گذاری آن در قیاس با دو عامل ديگر (عوامل محيطي و حوزه های فرهنگي) بیشترخواهد بود.
اينترنت، علاوه بر آنكه محيطي براي تبادل فرهنگي مهيا و گذر گاهي براي دسترسي كاربران به فرهنگ هاي ديگر تدارک مي كند، خود نوعي فرهنگ يا خرده فرهنگ است كه همه فرهنگ ها را در بر ميگيرد.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 5:19 بعد از ظهر  توسط سمیه
|
اينترنت يک چيز مستقل نيست که ديگران کامپيوترهايشان را به آن متصل کنند. بلکه اينترنت خود حاصل بهم پيوستن اين کامپيوترهاست. در واقع وقتی به کامپيوترهای يک سرويس دهنده اينترنت (ISP) متصل می شويد، کامپيوتر شما هم جزئی از اينترنت می شود.
اينترنت به انواع بسيار گوناگونی از سرويس های مخابراتی ، از خطوط ساده تلفنی گرفته تا کابل های نوری پر سرعت و کانال های ماهواره ای، متکی است.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 5:8 بعد از ظهر  توسط سمیه
|